سفینة النجاة سفینة النجاة - حکایات پند آموز از رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)

 

سفینة النجاة


حکایات پند آموز از رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)   ( حکایات پند آموز ) ,

واى بر احوال ما!


رسول خدا صلى الله علیه و آله شبى در خانه همسرشان امّ سلمه بود. نیمه شب از خواب برخاست و در گوشه تاریكى مشغول دعا و گریه زارى شد.
امّ سلمه كه جاى رسول خدا صلى الله علیه و آله را در رختخوابش ‍ خالى دید، حركت كرد تا ایشان را بیابد. متوجه شد رسول اكرم صلى الله علیه و آله در گوشه خانه، جاى تاریكى ایستاده و دست به سوى آسمان بلند كرده اند. در حال گریه مى فرمود:
خدایا! آن نعمت هایى كه به من مرحمت نموده اى از من نگیر!
مرا مورد شماتت دشمنان قرار مده و حاسدانم را بر من مسلط مگردان !
خدایا! مرا به سوى آن بدیها و مكروههایى كه از آنها نجاتم داده اى برنگردان !
خدایا! مرا هیچ وقت و هیچ آنى به خودم وامگذار و خودت مرا از همه چیز و از هر گونه آفتى نگهدار!
در این هنگام ، امّ سلمه در حالى كه به شدت مى گریست به جاى خود برگشت . پیامبر صلى الله علیه و آله كه صداى گریه ایشان را شنیدند به طرف وى رفتند و علت گریه را جویا شدند.
امّ سلمه گفت :یا رسول الله ! گریه شما مرا گریان نموده است، چرا مى گریید؟ وقتى شما با آن مقام و منزلت كه نزد خدا دارید، این گونه از خدا مى ترسید و از خدا مى خواهید لحظه اى حتى به اندازه یك چشم به هم زدن به خودتان وانگذارد، پس واى بر احوال ما!
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند:  چگونه نترسم و چطور گریه نكنم و از عاقبت خود هراسان نباشم و به خودم و به مقام و منزلتم خاطر جمع باشم، در حالى كه حضرت یونس ‍ علیه السلام را (1) خداوند لحظه اى به خود واگذاشت و آمد بر سرش آنچه نمى بایست !(2)

------------------------------------------------------

1. حضرت یونس به رسالت مبعوث شد و در شهر نینوا به تبلیغ قوم خویش پرداخت مردم حقیقت را از او نپذیرفتند. یونس گمان كرد وظیفه اش به پایان رسیده ، پیش از آنكه فرمان الهى برسد، خشمگین شهرش را ترك نمود و از میان قومش بیرون رفت همچنان راه مى پیمود تا به كنار دریا رسید و در دریا گرفتار شكم ماهى شد یكدفعه به خود آمد كه باید صبر و تحمل مى كرد و بدون فرمان خداوند از میان قومش بیرون نمى آمد شاید گوش شنوا و دلى حقیقت پذیرى در میان ایشان پدید مى آمد از این جهت در میان ظلمت ها به مناجات پرداخت و نجاتش را از خداوند منان خواست ، خداوند نیز دعاى یونس را پذیرفت و او را نجات داد.
2.
داستانهاى بحارالانوار جلد 1، به نقل از بحار، ج 16، ص 217.

 


علم چیست؟

عصر رسول خدا (ص) بود، روزى آن حضرت وارد مسجد شد. ناگاه دید گروهى در اطراف شخصى حلقه زده اند و به گفتار او گوش فرا داده اند. پیامبر (ص )، از آنها پرسید: این شخصیت كیست ؟
شخصى گفت : این شخص ، «علامه» است
پیامبر (ص) فرمود: علامه یعنى چه ؟
گفتند: علامه كسى است كه از همه بیشتر به نسبتها عرب و رخدادهاى بین انسانها، آگاهى دارد، و حوادث دوران جاهلیت و اشعار مردم آن عصر را مى داند.
پیامبر (ص) فرمود:  این گونه علم ، نه براى آن كسى كه آن را نمى داند زیانبخش است و نه براى آنكه آن را مى داند سودمند است، سپسفرمود:
«انما العلم ثلاثة : آیه محكمة ، او فریضة عادلة اوسنة قائمة و ما خلاهن فهو فضل» .
یعنى: علم سودمند و علم شرع بر سه گونه است:
1- اصول عقائد كه براهین آیات روشن قران ، بیانگر است.
2- علم اخلاق كه مركب از لشگر عقل و جهل است ، و بر انسان واجب است لشگر عقل را بپذیرد و از لشگر جهل ، عدول و دورى كند.
3- احكام شریعت و مسائل حلال و حرام ، و غیر از این سه علم ، زیادى است .
توضیح اینكه : علوم اصلى كه بر همه مسلمانان ، آموختن آن لازم است و در رابطه با دین و معاد، سودمند است ، همان سه علم مذكور است ، اما بقیه علوم اگر زیانبار باشند (مثل علم سحر و شعبده و طلسمات )، زیادى است ، و اگر مفید باشند مانند علم طب و كشاورزى و...، برگشتش به همان علوم سه گانه است .
و یا اینكه منظور از واژه« فضل» در حدیث فوق ، یكنوع استحباب باشد، ولى آموختن آن سه علم، واجب است، و كسى كه از آن سه علم بهده ندارد، علمهاى دیگر براى او بى فایده است.

داستانهاى اصول كافى، به نقل از اصول كافى ، ج 1، صفة العلم و فضله ، حدیث 1، ص 32، ج 1.

 


 

بد خلقى فشار قبر مى آورد!

 

به رسول خدا صلى الله علیه و آله خبر دادند كه سعد بن معاذ فوت كرده . پیغمبر صلى الله علیه و آله با اصحابشان از جاى برخاسته، حركت كردند. با دستور حضرت - در حالى كه خود نظارت مى فرمودند - سعد را غسل دادند.
پس از انجام مراسم غسل و كفن ، او را در تابوت گذاشته و براى دفن حركت دادند.
در تشییع جنازه او، پیغمبر صلى الله علیه و آله پابرهنه و بدون عبا حركت مى كرد. گاهى طرف چپ و گاهى طرف راست تابوت را مى گرفت، تا نزدیكى قبر سعد رسیدند. حضرت خود داخل قبر شدند و او را در لحد گذاشتند و دستور دادند سنگ و آجر و وسایل دیگر را بیاورند! سپس با دست مبارك خود، لحد را ساختند و خاك بر او ریختند و در آن خللى دیدند آنرا بر طرف كردند و پس از آن فرمودند:
من مى دانم این قبر به زودى كهنه و فرسوده خواهد شد، لكن خداوند دوست دارد هر كارى كه بنده اش انجام مى دهد محكم باشد.
در این هنگام ، مادر سعد كنار قبر آمد و گفت :
سعد! بهشت بر تو گوارا باد!
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
مادر سعد! ساكت باش! با این جزم و یقین از جانب خداوند حرف نزن! اكنون سعد گرفتار فشار قبر است و از این امر آزرده مى باشد.
آن گاه از قبرستان برگشتند.
مردم كه همراه پیغمبر صلى الله علیه و آله بودند، عرض كردند:
یا رسول الله! كارهایى كه براى سعد انجام دادید نسبت به هیچ كس ‍ دیگرى تاكنون انجام نداده بودید: شما با پاى برهنه و بدون عبا جنازه او را تشییع فرمودید.
رسول خدا فرمود:ملائكه نیز بدون عبا و كفش بودند. از آنان پیروى كردم .
عرض كردند:گاهى طرف راست و گاهى طرف چپ تابوت را مى گرفتید!
حضرت فرمود:چون دستم در دست جبرئیل بود، هر طرف را او مى گرفت من هم مى گرفتم !
عرض كردند:یا رسول الله صلى الله علیه و آله بر جنازه سعد نماز خواندید و با دست مباركتان او را در قبر گذاشتید و قبرش را با دست خود درست كردید، باز مى فرمایید سعد را فشار قبر گرفت ؟
حضرت فرمود:آرى ، سعد در خانه بداخلاق بود، فشار قبر به خاطر همین است !

داستانهاى بحارالانوار جلد 1، به نقل از  بحار، ج 6، ص 220 و ج 22، ص 107 و ج 73، ص 298 با كمى تفاوت .

 


 

خشم مگیر !

 

مردى از بادیه به مدینه آمد و به حضور رسول اكرم رسید. از آن حضرت پندى و نصیحتى تقاضا كرد. رسول اكرم به او فرمود: «خشم مگیر» و بیش از این چیزى نفرمود.
آن مرد به قبیله خویش برگشت . اتفاقاً وقتى كه به میان قبیله خود رسید، اطلاع یافت كه در نبودن او حادثه مهمى پیش آمده، از این قرار كه جوانان قوم او دستبردى به مال قبیله اى دیگر زده اند و آنها نیز معامله به مثل كرده اند و تدریجا كار به جاهاى باریك رسیده و دو قبیله در مقابل یكدیگر صف آرایى كرده اند و آماده جنگ وكارزارند.شنیدن این خبر هیجان آور،خشم اورابرانگیخت. فوراً سلاح خویش را خواست و پوشید و به صف قوم خود ملحق و آماده همكارى شد.
در این بین، گذشته به فكرش افتاد، به یادش آمد كه به مدینه رفته و چه چیزها دیده و شنیده، به یادش آمد كه از رسول خدا پندى تقاضا كرده است و آن حضرت به او فرموده جلو خشم خود را بگیر.
در اندیشه فرو رفت كه چرا من تهییج شدم و به چه موجبى من سلاح پوشیدم و اكنون خود را مهیاى كشتن و كشته شدن كرده ام ؟ چرا بى جهت من برافروخته و خشمناك شده ام ؟! با خود فكر كرد الا ن وقت آن است كه آن جمله كوتاه را به كار بندم .
جلو آمد و زعماى صف مخالف را پیش خواند و گفت : این ستیزه براى چیست؟ اگر منظور غرامت آن تجاوزى است كه جوانان نادان ما كرده اند، من حاضرم از مال شخصى خودم ادا كنم . علت ندارد كه ما براى همچو چیزى به جان یكدیگر بیفتیم و خون یكدیگر را بریزیم .
طرف مقابل كه سخنان عاقلانه و مقرون به گذشت این مرد را شنیدند، غیرت و مردانگى شان تحریك شد و گفتند: ما هم از تو كمتر نیستیم . حالا كه چنین است ما از اصل ادعاى خود صرف نظر مى كنیم .
هر دو صف به میان قبیله خود بازگشتند.

داستان راستان ، به نقل از اصول كافى ، ج 2، ص 404.

 


 

ترسیدى كه چیزى از فقر او به تو بچسبد؟!

 

رسول اكرم صلى اللّه علیه وآله طبق معمول ، در مجلس خود نشسته بود، یاران گرداگرد حضرتش حلقه زده او را مانند نگین انگشتر در میان گرفته بودند. در این بین یكى از مسلمانان كه مرد فقیر ژنده پوشى بود از در رسید. و طبق سنت اسلامى كه هركس در هر مقامى هست، همین كه وارد مجلسى مى شود باید ببیند هر كجا جاى خالى هست همان جا بنشیند و یك نقطه مخصوص را به عنوان اینكه «شأن من چنین اقتضا مى كند» در نظر نگیرد. آن مرد به اطراف متوجه شد، در نقطه اى جایى خالى یافت، رفت و آنجا نشست. از قضا پهلوى مرد متعین و ثروتمندى قرار گرفت. مرد ثروتمند جامه هاى خود را جمع كرد و خودش را به كنارى كشید، رسول اكرم (ص) كه مراقب رفتار او بود به او رو كرد و گفت : ترسیدى كه چیزى از فقر او به تو بچسبد؟!
نه یا رسول اللّه !
ترسیدى كه چیزى از ثروت تو به او سرایت كند؟
نه یا رسول اللّه !
ترسیدى كه جامه هایت كثیف و آلوده شود؟
نه یا رسول اللّه !
پس چرا پهلو تهى كردى و خودت را به كنارى كشیدى ؟
اعتراف مى كنم كه اشتباهى مرتكب شدم و خطا كردم . اكنون به جبران این خطا و به كفاره این گناه حاضرم نیمى از دارایى خودم را به این برادر مسلمان خود كه در باره اش مرتكب اشتباهى شدم ببخشم ؟
مرد ژنده پوش : ولى من حاضر نیستم بپذیرم .
جمعیت : چرا؟!
چون مى ترسم روزى مرا هم غرور بگیرد و با یك برادر مسلمان خود آنچنان رفتارى بكنم كه امروز این شخص با من كرد.

داستان راستان، به نقل از اصول كافى ، ج 2 (باب فضل فقراءالمسلمین ) ص 260.

 


 

وزنه برداران

 

جوانان مسلمان سرگرم زورآزمایى و مسابقه وزنه بردارى بودند. سنگ بزرگى آنجا بود كه مقیاس قوت و مردانگى جوانان به شمار مى رفت و هركس آن را به قدر توانایى خود حركت مى داد. در این هنگام رسول اكرم (ص) رسیدند و پرسیدند : چه مى كنید؟
گفتند: داریم زورآزمایى مى كنیم . مى خواهیم ببینیم كدامیك از ما قویتر و زورمندتر است .
رسول اكرم (ص) : میل دارید كه من بگویم چه كسى از همه قویتر و نیرومندتر است ؟
گفتند: البته چه از این بهتر كه رسول خدا داور مسابقه باشد و نشان افتخار را او بدهد.
افراد جمعیت همه منتظر و نگران بودند كه رسول اكرم (ص) كدامیك را به عنوان قهرمان معرفى خواهد كرد؟ عده اى بودند كه هر یك پیش خود فكر مى كردند الآ ن رسول خدا دست او را خواهد گرفت و به عنوان قهرمان مسابقه معرفى خواهد كرد.

رسول اكرم (ص) فرمودند: از همه قویتر و نیرومندتر آن كس است كه اگر از یك چیزى خوشش آمد و مجذوب آن شد، علاقه به آن چیز او را از مدار حق و انسانیت خارج نسازد و به زشتى آلوده نكند. و اگر در موردى عصبانى شد و موجى از خشم در روحش پیدا شد، تسلط بر خویشتن را حفظ كند، جز حقیقت نگوید و كلمه اى دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد. و اگر صاحب قدرت و نفوذ گشت و مانعها از جلویش برداشته شد، زیاده از میزانى كه استحقاق دارد دست درازى نكند.

منبع: داستان راستان به نقل از کتاب وسائل ، ج 2، ص 469

 

 



لینک مطلب | نظرات : ()

 



مطالب پیشین

آیین خرافی شب اول ماه ربیع الاول
شهادت حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد
شهادت پیامبر گرامی اسلام (ص) و امام حسن (ع) تسلیت باد
اربعین حسینی تسلیت باد
شهادت زین العابدین حضرت امام سجاد (ع) تسلیت باد
پاسخ به شبهات ماه محرم
لینکهای عاشورایی
عید سعید غدیر خم ، روز اکمال دین و اتمام نعمت مبارک باد
ولادت با سعادت حضرت امام علی النقی الهادی علیه السلام مبارک باد
عید سعید «قربان»، عید اطاعت و تسلیم مبارک باد
روز عرفه، روز نیایش
صلوات روز عرفه
تسبیحات پیامبر اکرم (ص) در روز عرفه
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد
دانلود مجموعه کتب اصول عقائد
شهادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی علیه السلام تسلیت باد
25 ماه ذی القعده، روز دحوالارض
از تو می پرسند...
سالروز ولادت با سعادت حضرت امام رضا (ع) مبارک باد
پرسش و پاسخ در محضر امام رضا علیه السلام 2

 

لینکدونی

 چرا با وجود حضرت علی(ع)، فاطمه زهرا (س) پشت در رفت؟ (-)
 چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟ (-)
 چرا با وجود حضرت علی(ع)، فاطمه زهرا (س) پشت در رفت؟ (-)
 چرا امیرمؤمنان (علیه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟ (-)
 چرا، بنی هاشم و انصار، از حضرت زهرا (س) دفاع نكردند؟ (-)
 آیا فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین راضى شد؟ (-)
 آیا تا قبل از سال 71 ، تقویم‌ها در باره حضرت زهرا (س) از كلمه «وفات» استفاده می‌كرده‌اند؟ (-)
 مراد از «ام المؤمنین» در آیه « وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» چیست؟ (-)
 آیا آیه‌اى در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟ (-)
 چرا پیامبر اسلام (ص) با عایشه و حفصه ازدواج كردند ؟ (-)
 آیا عزاداری برای امام حسین (ع) بدعت است؟! (-)
 آیا جریان پایین كشیدن ابوبكر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟ (-)
 چرا امام حسین (علیه السلام) با این كه می دانست شهید می شود ، اقدام به قیام كرد ؟ (-)
 فلسفه عزاداری برای امام حسین علیه السلام چیست ؟ (-)
 چرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟ (-)
 آرشیو لینكدونی

 

صفحات وبلاگ

 



منوی اصلی

صفحه اصلی
پست الكترونیك
تماس با من

 
 

زبانهای دیگر

 

Translate to English ترجمة للغة العربیة P벫thimi n렧juh뮠shqipe Превод на български език Andorra la traducció de la llengua 翻译汉语 Český jazyk překladu Oversæt til dansk Vertaal naar Nederlands Tõlge eesti keeles Filipino na wika upang isalin Suomen kielen käännös Deutsch Übersetzung Μεταφράστε στην Ελληνική Γλώσσα अनुवाद करने के लिए: हिन्दी भाषा Translate a magyar nyelv Translate ke Bahasa Indonesia Traduci in lingua italiana 翻訳する日本語 번역기로 한국어 교재 	Latviešu valodas tulkojumi Lietuvių kalbos vertimo Lingwa Maltija traduzzjoni Języka polskiego tłumaczenia Traduzir para o Portugu고Língua Traducere limba rom⮦#259; Русский перевод Транслате то Сербиан Preklad do slovensk騯 jazyka Prevedi jezik v Sloveniji Traducir al idioma español Översätt till svenska språket แปลภาษาโรมาเนีย Самоанскій мову перекладу Dịch sang ng?gữ Tiếng Việt

 

 

دسته بندی موضوعات

نماز (17)
قرآن (39)
روزه (12)
حدیث (57)
حجاب (2)
محرم (33)
مناظره (39)
مهدویت (17)
پند و اندرز (10)
حکایات پند آموز (25)
پرسش و پاسخ (31)
مناسبتها / عکس (76)
رمضان و شب قدر (17)
علمای بزرگ اسلام (5)
غدیر و مسأله امامت (31)
آداب زندگی اسلامی (16)
پاسخ به برخی شبهات (34)
اخلاق اسلامی (رذایل) (7)
ادعیه / اعمال ویژه مناسبتها (17)
دانلود کتاب و نرم افزار اسلامی (6)
اسلام، علم روز، سخنان دانشمندان (9)
عصمت1 "درباره چهارده معصوم (ع) " (35)
عصمت2 " احادیث چهاده معصوم (ع) " (26)

 
 

سخن منتخب

 

چارلز دیکنز :

 

اگر منظور امام حسین (ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی خود بود، من نفهمیدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟! پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد.

 

 

 

جستجو گر


 


جستجو در Google

 
 

نظرسنجی

شما بیشتر به دنبال چه مباحثی هستید؟


 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

 
 

لینک دوستان


مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر عج
پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت
وهابیت و اسلام
سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز
سایت تخصصی نهج البلاغه
سایت مؤسسه بحار
پایگاه اینترنتی احادیث
ساقی
پایگاه تخصصی شیعه شناسی فائزون
مؤسسه قرآن و عترت منهاج
قرآن و عترت
سرزمین عاشقان
شب شکن
دعوت مدارس اهل سنت به مناظره
کلید بهشت
گوهر
ارتباط معنوی با امام زمان (عج)
پاسخگویی به شبهات دینی روز
دفاع از حریم تشیع
اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام
شیعه اثنی عشر حق روشن است
الفبای شیعه
ساقی کوثر
امام رئوف
ستاد احیای امر به معروف و نهی از منكر شهرستان میبد
او خواهد آمد
آخرین پناه
حدیث 110
دو تایی

 

 

تبلیغات

 

 

 

تبلیغات

 

بانک سخنرانی

شهید

شیخ احمد کافی (ره)

www.bskafi.com

 
 

آمار وبلاگ


بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
ایجاد صفحه :
-


 
  

لینک باکس مذهبی

 

 

خبرنامه

برای اطلاع از بروز شدن این وبلاگ ایمیل خود را در خبرنامه  ثبت كنید :

 

 

کپی برداری بلامانع است

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic