سفینة النجاة سفینة النجاة - مناظره امام رضا (ع) با علماى یهود و نصارى‏

 

سفینة النجاة


مناظره امام رضا (ع) با علماى یهود و نصارى‏   ( مناظره ) ,

 

محمّد بن فضل هاشمى مى‏گوید: زمانى كه امام موسى بن جعفر علیه السّلام وفات كرد، به مدینه آمدم و به خدمت امام رضا علیه السّلام رسیده، به عنوان امام و ولىّ امر، به او سلام كردم. و ودایعى كه نزد من بود، به ایشان رساندم و عرض كردم كه من به بصره برمى‏گردم. و شما مى‏دانید كه خبر فوت امام كاظم علیه السّلام به اهل آنجا رسیده و اختلاف زیادى بین مردم رخ داده (در باره امامت بعد از آن حضرت) و شك ندارم كه از من از براهین امام سؤال خواهند كرد.

اگر چیزى از آن براهین به من نشان بدهید، بى ‏مناسبت نیست.

آن حضرت فرمود: این موضوع براى من مخفى نیست. به دوستداران من بگو كه من به بصره مى‏آیم. و لا قوّة الّا باللَّه. و آنچه كه امامان از عبا، چوب دستى و اسلحه با خود باید داشته باشند را بیرون آورد (و به من نشان داد). راوى مى‏گوید: عرض كردم چه وقت منتظر مقدم شما باشیم؟

فرمود: سه روز بعد از رسیدن تو به بصره.

 

هنگامى كه روز سوم شد، ناگاه متوجه شدیم كه آن حضرت به بصره آمده و در منزل حسن بن محمّد مى‏باشد. و او از امام پذیرایى مى‏كند. پس حضرت دستور داد و فرمود: اى حسن جماعت شیعه و اشخاصى كه با من كارى دارند، حاضر ساز و جاثلیق نصرانى و رأس الجالوت را نیز دعوت كن. و به همه بگو از آنچه مى‏خواهند سؤال كنند. همه اعم از زیدیه و معتزله جمع شدند، ولى نمى‏دانستند حسن آنها را براى چه جمع مى‏كند. وقتى كه همه حاضر شدند، منبرى براى آن حضرت گذاشته شد و حضرت بر فراز آن قرار گرفت...

 

امام رضا علیه السلام رو به حضار مجلس نموده و فرمود: السلام علیكم و رحمة اللَّه و بركاته. آیا مى‏دانید چرا من سخنم را با سلام آغاز نمودم؟

گفتند: خیر.

فرمود: براى اینكه به شما آرامش بدهم.

گفتند: خداوند تو را رحمت كند، تو كیستى؟

فرمود: من على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن حسین بن على بن ابى طالب و فرزند رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله هستم. امروز نماز صبح را با والى مدینه در مسجد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله خوانده‏ام. بعد از اینكه نماز را خواندیم، نامه‏اى را كه از سوى صاحبش به او رسیده بود، نشانم داد و با من مشورت كرد. و من هم او را راهنمایى كردم و وعده دادم كه بعد از نماز عصر، به مدینه بر مى‏گردم تا جواب نامه را نزد من بنویسد و من به وعده‏ام عمل خواهم كرد. و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه.

 

آنگاه مردم گفتند: یا ابن رسول اللَّه! ما را همین قدر كفایت مى‏كند و شما نزد ما راستگو هستید. و براى ثبوت امامت شما دلیلى دیگر لازم نیست. سپس برخاستند تا بروند كه حضرت فرمود: بمانید و متفرق نشوید. من شما را در اینجا جمع نموده‏ام تا از من سؤال كنید از هر آنچه مى‏خواهید؛ از آثار نبوّت و علامتهاى امامتى تا از من سؤال كنید. از هر آنچه مى‏خواهید، از آثار نبوّت و علامتهاى امامتى كه نمى‏یابید آنها را مگر نزد ما اهل بیت. پس سؤالهایتان را بیاورید.

 

پس عمرو بن هذّاب شروع كرد و گفت: محمّد بن فضل هاشمى، كلماتى درباره شما مى‏گوید و مقاماتى براى شما قائل است كه قلبها آن را قبول نمى‏كنند.

حضرت فرمود: آنها چیست؟  گفت: محمّد بن فضل هاشمى مى‏گوید: شما هر آنچه را خداوند نازل فرموده، مى‏دانید و مى‏توانید به هر زبان و لغتى صحبت كنید.

امام فرمود: محمّد بن فضل راست مى‏گوید. من آنها را به او خبر داده‏ام. پس بشتابید و سؤال كنید.

عمرو بن هذّاب گفت: ما قبل از هر چیز شما را با زبان امتحان مى‏كنیم. ما در این شهر افراد مختلف اعم از رومى، هندى، فارسى و تركى زبان داریم. همه آنها را حاضر مى‏كنیم.

حضرت فرمود: پس تكلم كنید به هر آنچه دوست دارید. ان شاء اللَّه به هر یك از شما با زبان خودتان پاسخ خواهم گفت. پس هر كدام از آنها با زبان و لغت خودشان مسأله‏اى را پرسیدند و امام هم با لغت خودشان، به آنان پاسخ گفت. مردم بسیار تعجّب كرده و حیران ماندند. و تصدیق كردند كه امام از خود آنها به زبانشان واردتر و فصیح‏تر است.

 

سپس مناظره ای میان امام رضا علیه السّلام و علمای یهود و نصاری صورت گرفت.

 

متن مناظره

 

امام رضا علیه السّلام رو به جاثلیق كرده فرمود: آیا در انجیل، دلیلى بر پیامبرى حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله هست؟

 

جاثلیق گفت: اگر چنین چیزى باشد، ما آن را انكار نمى‏كنیم.

حضرت فرمود: از «سكینه» (كه در سفر سوم از كتاب انجیل است) به من بگو.

گفت: نامى از نامهاى خداى متعال است كه براى ما اظهار آن جایز نیست.

امام فرمود: اگر براى تو ثابت كنم كه آن اسم محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و یاد اوست و عیسی (ع)، به آن اقرار كرده و آن را براى بنى اسرائیل بشارت داده است، اقرار مى‏كنى، و در صدد انكار آن بر نمى‏آیى؟

گفت: اگر چنین كنى اقرار مى‏كنم؛ چون من انجیل را رد نمى‏كنم و منكر آن نیز نمى‏شوم.

حضرت فرمود: پس بگیر براى من سفر سوم را كه در آنجا نام محمّد صلّى اللَّه علیه و آله ذكر شده و عیسى به پیامبر اكرم حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله بشارت داده است.

جاثلیق گفت: این هم سفر سوم. حضرت، سفر سوم از انجیل را گرفته و خواند، تا رسید به نام پیامبر، سپس رو به جاثلیق نموده، فرمود: این پیامبرى كه در اینجا توصیف شده است، كیست؟  جاثلیق گفت: او را توصیف كن.

حضرت فرمود: چیزى از خود نمى‏گویم، بلكه توصیف خدا را ذكر مى‏كنم؛ او صاحب ناقه و عصا و كسا مى‏باشد، پیامبر امّى است كه نام مبارك او در تورات و انجیل نوشته شده، امر به معروف و نهى از منكر مى‏كند و حلال و حرام خدا را بیان مى‏نماید. طیّبات و پاكیها را حلال و خبائث و ناپاكیها را حرام مى‏نماید. تكالیف و گناهان سخت را بر مى‏دارد. و زنجیرهایى كه مانع از پیمودن راه رستگارى و طریق عدل و مستقیم مى‏شوند، از بین مى‏برد. اى جاثلیق! تو را به حق عیسى (كه روح خدا و كلمه او بود) آیا در انجیل این توصیفات را براى این پیامبر ندیده‏اى؟

جاثلیق سرش را پایین انداخت و دانست كه اگر انكار كند، كافر خواهد شد.

بعد گفت: آرى، این صفات در انجیل هست و عیسى علیه السّلام نام این پیامبر را آورده است.

امام فرمود: اكنون كه انكار نكردى و به این مطالب اقرار نمودى، سفر دوم انجیل را نیز بیاور كه در آنجا نام آن پیامبر و جانشینش (على علیه السّلام) و نام دخترش فاطمه و فرزندانش حسن و حسین علیهم السّلام ذكر شده است.

 

وقتى جاثلیق و رأس الجالوت، مشاهده كردند كه حضرت از آنها به كتابهایشان عالمتر است، عرضه داشتند: قسم به خدا! چیزى فرمودید كه رد و دفع آن براى ما امكان ندارد، مگر اینكه منكر تورات و انجیل و زبور بشویم. و مطالب شما را موسى و عیسى بشارت داده‏اند. ولى ما نمى‏دانستیم او محمّد صلّى اللَّه علیه و آله است. ولى اكنون چون شك داریم كه آیا این محمّد، محمّد شماست و یا محمّد دیگر. لذا نمى‏توانیم به نبوّت او اقرار كنیم!

 

امام فرمود: چرا به شك چنگ مى‏زنید، مگر از ابتداى خلقت تا به حال، خداوند كسى را مبعوث كرده است كه نامش محمّد صلّى اللَّه علیه و آله باشد؟ و آیا غیر از محمّد ما، در كتابهاى آسمانى «محمّد» دیگرى دیده‏اید؟

 

آنها از جواب باز ماندند و گفتند: ما نمى‏توانیم قبول كنیم كه این محمّد، محمّد شماست؛ چون اگر به پیامبرى او و جانشینى على علیه السّلام و فرزندان فاطمه اقرار كنیم، به اجبار مسلمان‏شده‏ایم. امام فرمود: تو اى جاثلیق! در پناه خدا و پیامبرش ایمان بیاور و از ناحیه ما، بدى به تو نمى‏رسد و از چیزى خوف نداشته باش.

جاثلیق گفت: اكنون كه مرا پناه دادى، نامهایى كه ذكر نمودى، در تورات، انجیل و زبور آمده است.

حضرت فرمود: آیا سخنان تورات و انجیل و زبور راست است یا دروغ؟

گفت: بلكه راست است. و خدا جز حق نمى‏گوید.

بعد از اینكه امام از جاثلیق اقرار گرفت، رو به رأس الجالوت كرده، فرمود:

گوش كن اى رأس الجالوت! سفر فلان از زبور داود را.

رأس الجالوت گفت: بخوان، خدا تو را و پدر و مادرت را مبارك گرداند. امام شروع كرد و سفر اول از زبور را خواند. تا اینكه به نام محمّد، على، فاطمه و حسنین علیهم السّلام رسید. فرمود: اى رأس الجالوت! تو را به خدا! آیا اینها در زبور داود نیست؟ و به تو نیز مثل جاثلیق پناه مى‏دهم.

رأس الجالوت گفت: آرى، عین مطالب و نامها در زبور آمده است.

حضرت فرمود: تو را به حق ده معجزه‏اى كه خداوند بر موسى بن عمران اعطا نمود، قسم مى‏دهم آیا این پنج تن، در تورات به عدل و فضل توصیف نشده‏اند؟

گفت: آرى، و كسى كه منكر آن شود به خدا و پیامبرانش كافر گردیده است.

امام رو به او كرد و فرمود: فلان سفر از تورات را بیاور و شروع كرد به خواندن.

 

رأس الجالوت از خواندن و فصاحت و بلاغت حضرت، تعجّب كرد. وقتى امام به نام مقدس محمّد صلّى اللَّه علیه و آله رسید، رأس الجالوت گفت: آرى، اینها احماد و دختر او، والیا و شبر و شبیر هستند كه معناى آن به عربى مى‏شود: محمّد، على، فاطمه، حسن و حسین.

 

امام آن جزء از تورات را تا به آخر خواند.

 

سپس رأس الجالوت گفت: به خدا قسم! اى پسر محمّد! اگر خوف از دست دادن ریاستى كه بر تمام یهود پیدا كرده‏ام، نبود به احماد (محمّد صلّى اللَّه علیه و آله) ایمان مى‏آوردم و دستورات شما را اطاعت مى‏كردم. و قسم به خدایى كه تورات را بر موسى و زبور را بر داود و انجیل را بر عیسى نازل كرد، تا به حال كسى را ندیدم بهتر از شما تورات و انجیل و زبور را بخواند. و به بهترین بیان و فصاحت و بلاغت، آن را تفسیر كند.

 

امام رضا علیه السّلام تا ظهر با آنان بود. وقتى ظهر شد فرمود: من نمازم را مى‏خوانم و به مدینه بر مى‏گردم تا به وعده‏اى كه به والى مدینه داده‏ام و آن نوشتن جواب نامه صاحبش مى‏باشد، وفا كنم. و فردا صبح نزد شما برمى‏گردم، ان شاء اللَّه.

 

راوى مى‏گوید: بعد از اینكه امام نمازش را خواند، روانه مدینه شد. صبح روز بعد، حضرت برگشت و دوباره همان مجلس، برپا شد. پس كنیز رومى آوردند و امام با او به زبان رومى سخن گفت. و در این حال جاثلیق كه با زبان رومى آشنا بود، گوش فرا مى‏داد.

حضرت به زبان رومى خطاب به آن كنیز فرمود: محمّد صلّى اللَّه علیه و آله را بیشتر دوست مى‏دارى یا عیسى علیه السّلام را؟

گفت: تا زمانى كه محمّد صلّى اللَّه علیه و آله را نمى‏شناختم، عیسى را بیشتر دوست داشتم. امّا بعد از اینكه محمّد صلّى اللَّه علیه و آله را شناختم، او را بیشتر از حضرت عیسى و سایر پیامبران، دوست مى‏دارم.

جاثلیق به كنیز گفت: اگر مسلمان بشوى، دشمن عیسى مى‏شوى؟! كنیز گفت: به خدا پناه مى‏برم! عیسى را دوست داشته و به او ایمان دارم ولى محمّد نزد من محبوبتر است.

آنگاه امام به جاثلیق گفت: آنچه را كه این جاریه گفت، براى مردم تفسیر كن و همچنین تفسیر كن آنچه را كه تو به او گفتى و او براى تو جواب گفت. پس جاثلیق نیز همه اینها را براى مردم تفسیر نمود. سپس جاثلیق به امام عرضه داشت:

اى فرزند محمّد صلّى اللَّه علیه و آله در اینجا مردى سندى مى‏باشد كه مذهبش نصرانى است و مى‏خواهد با شما به زبان سندى احتجاج نماید.

حضرت فرمود: او را حاضر كنید. وقتى كه حاضر شد، امام علیه السّلام با او به زبان خودش صحبت كرد و بعد سؤال و جوابهایى بین آن دو در مورد نصرانیت رد و بدل شد. راوى مى‏گوید: شنیدیم كه مرد سندى مى‏گوید: بثطى بثطى بثطلة. حضرت فرمود: او به زبان سندى، به یگانگى خداوند گواهى مى‏دهد.

سپس امام علیه السّلام در مورد حضرت عیسى و مریم با او صحبت كرد و او را قانع كرد تا اینكه به زبان سندى گفت: «اشهد ان لا اله الّا اللَّه و ان محمّدا رسول اللَّه».

بعد كمربندش را بالا برد و علامتى كه به رسم نصرانیت، مى‏بستند، آن را به امام داد و عرض كرد، یا بن رسول اللَّه! با دست خود، این را پاره كنید. و حضرت چاقویى طلب كردند و به وسیله آن، علامت را پاره كردند.

سپس حضرت به محمّد بن فضل، دستور داد تا مرد سندى را به حمام ببرد و او را غسل دهد و لباس بپوشاند و با خانواده‏اش به مدینه بیاورد.

 

وقتى كه بحث و گفتگوها تمام شد، حضرت فرمود: آیا متوجّه شدید آنچه را كه محمّد بن فضل در مورد من با شما مطرح كرده بود، درست بود؟

همه گفتند: آرى، بلكه چندین برابر، بیشتر از آن را در شما دیدیم. و دیگر اینكه محمّد بن فضل مى‏گوید: شما را به خراسان مى‏برند؟

حضرت فرمود: محمّد راست مى‏گوید؛ الّا اینكه مرا با شكوه، عزّت و جلال به آنجا مى‏برند.

محمّد بن فضل مى‏گوید: در همان جا همگى به امامت حضرت گواهى دادند.

و حضرت، شب را نزد ما سپرى كرد و صبح هنگام با مردم خداحافظى كرد و به من سفارشاتى فرمود و قصد عزیمت نمود. و من او را بدرقه كردم تا اینكه میان دهى رسیدیم. حضرت به كنارى رفته و چهار ركعت نماز بجا آورد و بعد به من فرمود: اى محمّد! برگرد و در پناه خدا باش و چشمانت را ببند. من نیز چشمانم را بستم.

سپس فرمود: چشمانت را باز كن. وقتى چشمانم را باز كردم، دیدم در بصره نزد درب خانه‏ام ایستاده‏ام! و اثرى از امام نیست.

 

جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص  270 الی 279

 

 

مناظره ای دیگر

 

صفوان بن یحیی گوید که ابوقره جاثلیق مسیحی به من گفت مرا خدمت علی بن موسی (ع) ببر و از او وقتی برای ملاقاتش برایم بگیر. پس من از حضرت اجازه ای برای ملاقات او گرفتم حضرت اجازه دادند پس با او بر امام (ع) وارد شدیم ابوقره به هنگام ورود خم شد و فرش خانه حضرت را بوسید و عرض کرد در آئین مسیحت چنین رسم است که اگر بر خانه بزرگی وارد شدند، با دست به زمین می زنند و دست خود را جهت تبرک می بوسند.

 

سپس عرض کرد ای علی بن موسی چه می فرمایید درباره گروهی که دینی را ادعا کنند و سایر فرقه ها چه مخالف چه موافق از برای صحت مدعای ایشان شهادت بدهند؟

 

فرمود: ادعای ایشان صحیح است.

 

جاثلیق عرض کرد: پس نظرتان درباره گروهی دیگر چگونه است که دینی را ادعا می کنند و جز خودشان کسی شهادت به صحت ادعایی که می کنند، نمی دهد.

 

فرمود: ادعای این گروه باطل است.

 

پس ابوقره عرض کرد: اگر این طور باشد، پس ما مسیحیان بر حقیم. زیرا ما ادعا داریم که عیسی روح الله و کلمه خداست و مسلمانان ما را در این مدعا تأیید می کنند و یهودیان نیز تأیید می کنند ولی شما مسلمانان ادعا دارید که محمد (ص) پیامبر خداست و ما مسیحیان ادعای شما را تأیید نمی کنیم.

 

حضرت رضا (ع) با شنیدن این سخنان فرمودند: به من بگو بدانم اسمت چیست؟ عرض کرد: یوحنا. امام (ع) فرمودند: ای یوحنا خوب گوشَت را باز کن ببین چه می گویم. ما به روح الله و کلمة خدا بودن آن عیسایی اعتقاد داریم که به پیامبر خاتم یعنی حضرت محمد (ص) ایمان آورده باشد و ظهور او را بشارت داده باشد. پس اگر آن عیسایی که در نزد توست و به آن اعتقاد داری آن عیسایی نیست که به حضرت محمد (ص) ایمان آورده و به ظهور او پس از خودش بشارت نداده باشد، ما از چنین عیسی مسیحی بیزاریم و از او برائت می جوییم. بنابراین ما چگونه دین و مذهب تو را صحیح پنداشته ایم آن گونه که تو فکر نموده ای؟

صفوان بن یحیی گوید: با شنیدن این استدلال امام (ع) جاثلیق رو به من کرد و گفت برخیز که برویم که دیگر جای هیچ کلامی در این مجلس برای ما باقی نماند.  

 

عیون اخبار الرضا جلد 2 صفحه 476

 

 



لینک مطلب | نظرات : ()

 



مطالب پیشین

آیین خرافی شب اول ماه ربیع الاول
شهادت حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد
شهادت پیامبر گرامی اسلام (ص) و امام حسن (ع) تسلیت باد
اربعین حسینی تسلیت باد
شهادت زین العابدین حضرت امام سجاد (ع) تسلیت باد
پاسخ به شبهات ماه محرم
لینکهای عاشورایی
عید سعید غدیر خم ، روز اکمال دین و اتمام نعمت مبارک باد
ولادت با سعادت حضرت امام علی النقی الهادی علیه السلام مبارک باد
عید سعید «قربان»، عید اطاعت و تسلیم مبارک باد
روز عرفه، روز نیایش
صلوات روز عرفه
تسبیحات پیامبر اکرم (ص) در روز عرفه
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد
دانلود مجموعه کتب اصول عقائد
شهادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی علیه السلام تسلیت باد
25 ماه ذی القعده، روز دحوالارض
از تو می پرسند...
سالروز ولادت با سعادت حضرت امام رضا (ع) مبارک باد
پرسش و پاسخ در محضر امام رضا علیه السلام 2

 

لینکدونی

 چرا با وجود حضرت علی(ع)، فاطمه زهرا (س) پشت در رفت؟ (-)
 چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟ (-)
 چرا با وجود حضرت علی(ع)، فاطمه زهرا (س) پشت در رفت؟ (-)
 چرا امیرمؤمنان (علیه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟ (-)
 چرا، بنی هاشم و انصار، از حضرت زهرا (س) دفاع نكردند؟ (-)
 آیا فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین راضى شد؟ (-)
 آیا تا قبل از سال 71 ، تقویم‌ها در باره حضرت زهرا (س) از كلمه «وفات» استفاده می‌كرده‌اند؟ (-)
 مراد از «ام المؤمنین» در آیه « وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» چیست؟ (-)
 آیا آیه‌اى در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟ (-)
 چرا پیامبر اسلام (ص) با عایشه و حفصه ازدواج كردند ؟ (-)
 آیا عزاداری برای امام حسین (ع) بدعت است؟! (-)
 آیا جریان پایین كشیدن ابوبكر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟ (-)
 چرا امام حسین (علیه السلام) با این كه می دانست شهید می شود ، اقدام به قیام كرد ؟ (-)
 فلسفه عزاداری برای امام حسین علیه السلام چیست ؟ (-)
 چرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟ (-)
 آرشیو لینكدونی

 

صفحات وبلاگ

 



منوی اصلی

صفحه اصلی
پست الكترونیك
تماس با من

 
 

زبانهای دیگر

 

Translate to English ترجمة للغة العربیة P벫thimi n렧juh뮠shqipe Превод на български език Andorra la traducció de la llengua 翻译汉语 Český jazyk překladu Oversæt til dansk Vertaal naar Nederlands Tõlge eesti keeles Filipino na wika upang isalin Suomen kielen käännös Deutsch Übersetzung Μεταφράστε στην Ελληνική Γλώσσα अनुवाद करने के लिए: हिन्दी भाषा Translate a magyar nyelv Translate ke Bahasa Indonesia Traduci in lingua italiana 翻訳する日本語 번역기로 한국어 교재 	Latviešu valodas tulkojumi Lietuvių kalbos vertimo Lingwa Maltija traduzzjoni Języka polskiego tłumaczenia Traduzir para o Portugu고Língua Traducere limba rom⮦#259; Русский перевод Транслате то Сербиан Preklad do slovensk騯 jazyka Prevedi jezik v Sloveniji Traducir al idioma español Översätt till svenska språket แปลภาษาโรมาเนีย Самоанскій мову перекладу Dịch sang ng?gữ Tiếng Việt

 

 

دسته بندی موضوعات

نماز (17)
قرآن (39)
روزه (12)
حدیث (57)
حجاب (2)
محرم (33)
مناظره (39)
مهدویت (17)
پند و اندرز (10)
حکایات پند آموز (25)
پرسش و پاسخ (31)
مناسبتها / عکس (76)
رمضان و شب قدر (17)
علمای بزرگ اسلام (5)
غدیر و مسأله امامت (31)
آداب زندگی اسلامی (16)
پاسخ به برخی شبهات (34)
اخلاق اسلامی (رذایل) (7)
ادعیه / اعمال ویژه مناسبتها (17)
دانلود کتاب و نرم افزار اسلامی (6)
اسلام، علم روز، سخنان دانشمندان (9)
عصمت1 "درباره چهارده معصوم (ع) " (35)
عصمت2 " احادیث چهاده معصوم (ع) " (26)

 
 

سخن منتخب

 

چارلز دیکنز :

 

اگر منظور امام حسین (ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی خود بود، من نفهمیدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟! پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد.

 

 

 

جستجو گر


 


جستجو در Google

 
 

نظرسنجی

شما بیشتر به دنبال چه مباحثی هستید؟


 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

 
 

لینک دوستان


مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر عج
پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت
وهابیت و اسلام
سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز
سایت تخصصی نهج البلاغه
سایت مؤسسه بحار
پایگاه اینترنتی احادیث
ساقی
پایگاه تخصصی شیعه شناسی فائزون
مؤسسه قرآن و عترت منهاج
قرآن و عترت
سرزمین عاشقان
شب شکن
دعوت مدارس اهل سنت به مناظره
کلید بهشت
گوهر
ارتباط معنوی با امام زمان (عج)
پاسخگویی به شبهات دینی روز
دفاع از حریم تشیع
اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام
شیعه اثنی عشر حق روشن است
الفبای شیعه
ساقی کوثر
امام رئوف
ستاد احیای امر به معروف و نهی از منكر شهرستان میبد
او خواهد آمد
آخرین پناه
حدیث 110
دو تایی

 

 

تبلیغات

 

 

 

تبلیغات

 

بانک سخنرانی

شهید

شیخ احمد کافی (ره)

www.bskafi.com

 
 

آمار وبلاگ


بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
ایجاد صفحه :
-


 
  

لینک باکس مذهبی

 

 

خبرنامه

برای اطلاع از بروز شدن این وبلاگ ایمیل خود را در خبرنامه  ثبت كنید :

 

 

کپی برداری بلامانع است

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic