سفینة النجاة سفینة النجاة - حضرت زینب کبری سلام الله علیها

 

سفینة النجاة


حضرت زینب کبری سلام الله علیها   ( محرم ) ,

 

گوئیا از لسان‏ امیر المؤمنین علیه السّلام است كه سخن مى‏گوید

 

 

جریان مجلس ابن زیاد

 

راوى گوید: بعد ابن زیاد در كاخش جلوس كرده، رأس مبارك حسین علیه السّلام در پیشش نهاده شد، و زنان و كودكان او نیز وارد شدند.

زینب دخت گرامى على علیه السّلام به صورت ناشناخته و متنكّره ای بنشست.

ابن زیاد لعین پرسید كه كیست؟ گفته شد: زینب دختر علىّ، ابن زیاد رو بدو كرد و گفت: حمد مر خداى را كه رسوایتان كرده بافته‏تان را باطل نمود.

زینب فرمود: همانا فاسق رسوا و فاجر مكذوب گردد و آن هم غیر ماست.

 

ابن زیاد: كار خدا را با برادر و اهل بیتت چگونه دیدى؟

 

زینب علیها السّلام فرمود: جز زیبایی چیزی ندیدم.

 

آنان (حسین و یارانش) گروهى بودند كه خدا بر آنان شهادت را مقرّر داشته، و آنان به سوى قتلگاه خود شتافتند و زودا كه خدا بین‏ تو و آنان جمع فرموده، بعد تو محاجّه و مخاصمه شوى، بنگر پیروزى از آن چه كسى خواهد بود، مادرت به عزایت بنشیند اى پسر مرجانه.

راوى گوید: ابن زیاد به غضب در آمد و گویا قصد قتل زینب را كرد.

عمرو بن حریث گفت: اى امیر، او زن است و زن به گفته‏اش مؤاخذه نگردد.

ابن زیاد: براستى كه خدا با قتل برادر طاغى تو و عاصیان از اهل بیتت قلبم را شفا بخشید!!!

زینب علیها السّلام: بزرگ مرا كشتى، شاخه‏هایم را قطع كردى، و بنیادم را از بن بر آوردى، اگر شفاى تو این بود كه بدان رسیدى.

ابن زیاد لعنة اللَّه علیه: این زن سجع پرداز است (با آرایه سخن مى‏گوید) سوگند به جانم پدر تو نیز شاعر بود.

زینب علیها السّلام: اى ابن زیاد، زن را با سجع چه كار؟

بعد ابن زیاد علیه اللّعنة به علىّ بن الحسین توجّه كرد و گفت: این كیست؟

گفته شد: علىّ بن الحسین.

ابن زیاد: مگر علىّ بن الحسین را خدا نكشت؟!

زین العابدین علیه السّلام: برادرى به نام على بن الحسین داشتم كه مردم او را كشتند.

ابن زیاد لعنة اللَّه علیه: بلكه خدا او را كشت.

سجّاد علیه السّلام: «خداوند به گاه مرگ، جانها را مى‏گیرد».

ابن زیاد علیه لعائن اللَّه: تو را آن جرأت است كه جوابم را بگویى، ببریدش و گردش را بزنید.

زینب سلام اللَّه علیها سخن آن پلید را بشنید و فرمود: اى ابن زیاد، كسى از ما را باقى نگذاردى اگر بر قتل او عزم كردى مرا نیز با وى بكش.

امام سجاد علیه السّلام به عمّه‏اش فرمود: «عمّه، خاموش باش تا با وى سخن بگویم».

بعد امام (ع) رو به ابن زیاد كرد و فرمود: «آیا به كشته شدن تهدیدم مى‏كنى، مگر ندانستى كه كشته شدن عادت ما و شهادت كرامت ماست».

بعد ابن زیاد علیه لعائن اللَّه فرمان داد تا على بن الحسین علیهما السّلام و اهل البیت را در خانه‏اى كنار مسجد اعظم اسكان دهند.

زینب علیها السّلام فرمود: نزد ما زن عربیّه نیاید فقط امّهات ولد یا كنیزان آیند چه آنان اسیر بودند آن گونه كه ما اسیریم.

بعد ابن زیاد علیه لعائن اللَّه فرمان داد تا رأس انور حسین علیه السّلام را در بازار و كوى و برزن كوفه بگردانند.

چه زیبا و سزاوار است كه اشعار یكى از دیده‏وران را كه در سوگ شهیدى از آل رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله سروده بیاورم و بدان تمثّل جویم:

        

رأس ابن بنت محمّد و وصیّه             للنّاظرین على قناة یرفع‏

 رأس دخترزاده محمّد و وصىّ او، براى تماشاگران بالاى نیزه مى‏رود

         

و المسلمون بمنظر و بسمع             لا منكر منهم و لا متفجّع‏

 و مسلمانان مى‏دیدند و مى‏شنیدند، هیچ كس را حالت انكار یا درد فاجعه نبود

         

كحلت بمنظرك العیون عمایة             و اصمّ رزؤك كلّ اذن تسمع‏

 منظر روى تو دیده‏ها را سرمه كورى كشید، و مصیبت تو هر گوش شنوا را كر كرد

         

ایقظت أجفانا و كنت لها كرى             و انمت عینا لم تكن بك تهجع‏

 دیدگانى كه تو مایه آرامش آنها بودى اكنون بیدار، و آنها را كه از ترس تو خواب نداشتند به خواب بردى‏

         

ما روضة الّا تمنّت انّها             لك حفرة و لخطّ قبرك مضجع‏

 روضه‏اى در روى زمین نیست جز آن كه آرزوى مرقد تو شدن را دارد

 

لهوف، ترجمه میر ابو طالبى، ص 177

 

 

خطبه زینب كبرى سلام الله علیها در كوفه‏

 

بشیر بن خزیم اسدى گوید: زینب دخت علىّ علیه السّلام در آن روز كه به سخن پرداخت دیدم و ندیدم زنى با حیا و عفیفه‏اى را كه سخنورتر ازو باشد، گوئیا از لسان‏ امیر المؤمنین علیه السّلام است كه سخن مى‏گوید.

 آن زن اشارتى به مردم كرد و فرمود:

خاموش باشید، نفسهاى مردم در سینه‏ها حبس و جرسها از صدا افتادند، بعد فرمود:

حمد و ستایش مر خداى راست و درود بر جدّم محمّد و آل اخیار و طیبین او.

امّا بعد. اى اهل كوفه! اى اهل نیرنگ و بى‏وفائى! آیا مى‏گریید؟! هرگز اشك شما پایان نپذیرفته ناله‏تان فرو ننشیند، همانا مثل شما مثل آن زنى است كه تافته خود را واتابیده، كه همواره سوگندهایتان را وسیله درآمد بین خود قرار مى‏دهید.

آیا در شما جز چاپلوسى و آلودگى به تباهى، و ارتجاع و كینه‏توزى، و تملّقى چون تملّق كنیزان، و رنج و درد دشمنان است؟! یا در میان شما چراگاهى به گستره یك خرابه یا قطعه نقره‏اى كه در لحد گورى نهفته مى‏باشید؟ چه چیز بدى نفس شما از پیش فرستاده كه خشم خدا را بر شما فرود آورده و جاودانه در عذاب خواهید بود.

آیا مى‏گریید و ناله از جگر برمى‏آورید؟! آرى به خدا كه باید بسیار بگریید و كم بخندید، حقا كه همه عار و ننگها را با خود بردید (براى خود جمع كردید) كه هرگز تكّه‏هاى این عار و ننگ را شستشو نتوانید داد، چگونه مى‏توانید خون‏ زاده خاتم نبوّت و معدن رسالت و سیّد جوانان بهشت، و پناه نیكان، و فریادرس محرومان، و منار حجت بر شما و جریان بخش سنّت خود را بشویید.

چه گناه سنگینى را به دوش گرفتید، دورى و تباهى از آن شما باد، تلاش شما زیانبار، دستهایتان بریده، و كالایتان قرین خسران باد، به خشم خدا بازگشت نموده، و داغ ذلّت و بیچارگى بر شما نهاده شد.

واى بر شما اى كوفیان، آیا مى‏دانید كه چه جگرى از رسول اللَّه را پاره پاره كردید؟ و چه زنان گرامى از پیامبر را از پرده بیرون كشیدید، و چه خونى از پیامبر را ریخته، و چه حرمت او را دریدید؟! حقّا كه چه بلاها و سختى سیاه و ناگوارى را دامن زدید! در روایتى آمده: به زشتى و حماقتى به پهناى برجستگیهاى زمین و آسمان روى آوردید. آیا به شگفت آمدید از این كه آسمان خون بارید، و هر آینه عذاب آخرت خواركننده‏تر است و شما یارى نمى‏شوید، این مهلت (اندك) را خفیف مى‏پندارید، خونخواهى دستخوش از دست رفتن نشود و خدا و پروردگارتان در كمینگاه است.

راوى گوید: به خدا سوگند، مردم را مى‏دیدم كه چون سرگشتگان مى‏گریستند و دستها را بر دهانهایشان نهاده بودند.

پیر مردى را دیدم كه در كنارم ایستاده مى‏گریست و ریش وى از اشكش خیس شده بود و مى‏گفت: پدر و مادرم فدایتان، پیران شما بهترین پیران، جوانانتان بهترین جوانان و زنانتان بهترین زنان، و نسل شما بهترین نسلهایند، و هرگز خوار نگردیده كسى را توان برابرى با شما نیست.

لهوف، ترجمه میر ابو طالبى، ص 170

 

 

خطبه زینب كبرى سلام الله علیها در مجلس یزید

 

راوى گوید: زینب دخت علىّ علیهما السّلام برخاست و فرمود:

 

(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، و صلّى اللَّه على محمّد و آله أجمعین، صدق اللَّه كذلك یقول:

 «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ»)،

 

«حمد مر خداى پروردگار جهانیان را سزاست، و درود خدا بر محمّد و بر همه آل او باد.

خدا راست فرموده كه فرمود: «سپس پایان كار آنان كه بد كردند این است كه آیات خدا را تكذیب كرده و بدانها استهزا كنند».

اى یزید، آیا گمان برده‏اى حال كه جاى جاى زمین و آفاق آسمان را بر ما گرفتى و بستى و ما چونان كنیزان رانده شدیم، مایه خوارى ما و موجب كرامت توست!! و حكایت از عظمت مكانت تو دارد كه این چنین باد در بینى انداخته‏اى، و برق شادى و سرور از دیدگانت مى‏جهد، حال كه دنیا را براى خود مرتّب و امور را برایت منظم مى‏بینى، و ملك و سلطنت ما برایت صافى گردیده لختى آرام گیر، مگر سخن خداى را فراموش كرده‏اى كه فرمود: «گمان مبرند آنان كه كافر شدند و ما آنان را مهلت دادیم‏ (این مهلت) براى آنان خیر است، ما همانا مهلت دادیم آنان را كه بر گناه خود بیفزایند و براى آنان عذاب خواركننده خواهد بود».

اى فرزند آزادشده‏ها! آیا این از عدل است كه زنان و كنیزان تو در پس پرده باشند و دختران رسول اللَّه اسیر؟! پرده‏هایشان را دریدى، و چهره‏هایشان را آشكار كردى، آنان را چونان دشمنان از شهرى به شهرى كوچانیده، ساكنان منازل و مناهل بر آنان اشراف یافتند، و مردم دور و نزدیك و پست و فرو مایه و شریف چهره‏هایشان را نگریستند، در حالى كه از مردان آنان حامى و سرپرستى همراهشان نبود.

چگونه امید مى‏رود از فرزند كسى كه جگرهاى پاكان را به دهان گرفته و گوشت وى از خون شهداء پرورش یافته است؟! و چگونه در عداوت ما اهل البیت كندى ورزد آن كه نظرش به ما نظر دشمنى و كینه‏توزى است؟! آن گاه بدون احساس چنین گناه بزرگى بگویى: (اجداد تو) برخیزند و پایكوبى كنند و به تو بگویند: اى یزید دست مریزاد، در حالى كه با تازیانه و عصایت بر دندانهاى پیشین ابى عبد اللَّه علیه السّلام بزنى.

چرا چنین نگویى، و حال آن كه از قرحه و جراحت پوست برداشتى و با ریختن خون ذرّیه محمّد صلّى اللَّه علیه و آله كه ستارگان زمین از آل عبد المطلب‏اند خاندان او را مستأصل كردى و نیاكان خود را مى‏خوانى، و به گمان خود آنها را ندا در مى‏دهى.

 (اى یزید) زودا كه به آنان بپیوندى و در آن روز آرزو مى‏كردى كه اى كاش شَل بودى و لال و نمى‏گفتى آنچه را كه گفتى و نمى‏كردى آنچه را كه كردى.

خداوندا حقّ ما را بگیر، و از آن كه به ما ستم كرد انتقام ستان، و غضب خود را بر آن كه خونهاى ما را ریخته، حامیان ما را كشته فرو فرست.

 (اى یزید) به خدا سوگند جز پوست خود را ندریدى و جز گوشتت را نبریدى، بى‏تردید بر رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله وارد مى‏شوى در حالى كه خون ذرّیّه‏اش را ریختى و پرده‏ حرمت فرزندانش را دریدى و این جایى است كه خدا پراكندگى‏هایشان را جمع و پریشانیهایشان را دفع، و حقوق آنان را بگیرد

«آنان را كه در راه خدا به شهادت رسیدند مرده مپندار، بلکه زندگانى هستند كه در نزد پروردگارشان مرزوق‏اند».

(اى یزید) همین قدر تو را بس است كه خداى داور، و محمّد صلّى اللَّه علیه و آله دشمنت و صاحب خون، و جبرئیل پشت و پشتوان باشد، و زودا بداند آن كس كه فریبت داد و تو را بر گرده مسلمانان سوار كرد، چه بد جانشینى برگزیده، و كدام یك مكانتى بدتر داشته نیرویى اندكتر دارد.

ای یزید! گر چه دواهى و بلاهاى زیاد از تو بر من فرود آمد ولى هماره قدر تو را ناچیز دانسته فاجعه‏ات را بزرگ، و نكوهشت را بزرگ مى‏شمرم، چه كنم كه دیدگان، اشكبار و سینه‏ها سوزان است.

شگفتا و بس شگفتا كشته شدن حزب اللَّه نجیبان به دست حزب شیطان طلقاء است، از دستهاى پلیدشان خونهاى ما مى‏چكد، و دهانهاى ناپاكشان از گوشت ما مى‏خورد، و آن جسدهاى پاك و پاكیزه با یورش گرگهاى درنده روبروست، و آثارشان را كفتارها محو مى‏كند، و اگر ما را غنیمت گرفتى، زودا دریابى غنیمت نه كه غرامت بوده است، آن روز كه جز آنچه دستهایت از پیش فرستاده نیابى، و پروردگارت ستمگر بر بندگانش نیست، و شكایتها به سوى خداست.

هر كید و مكر، و هر سعى و تلاش كه دارى به كار بند، سوگند به خداى كه هرگز نمى‏توانى، یاد و نام ما را محو و وحى ما را بمیرانى، چه دوران ما را درك نكرده، این عار و ننگ از تو زدوده نگردد. آیا جز این است كه رأى توست و باطل، و روزگارت محدود و اندك، و جمعیت تو پراكنده گردد، آرى، آن روز كه ندا رسد: «أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ».

پس حمد مر خداى راست كه براى اوّل ما سعادت و مغفرت، و براى آخر ما شهادت و رحمت مقرر فرمود. از خدا مسألت مى‏كنیم ثواب آنان را تكمیل فرموده و موجبات فزونى آن را فراهم آورد، و خلافت را بر ما نیكو گرداند، چه او رحیم و ودود است، خداى ما را بس است چه نیكو وكیلى است.

 

یزید لعنة اللَّه علیه گفت:

        

یا صیحة تحمد من صوائح             ما أهون الموت على النّوائح‏

 صیحه از زنان صیحه‏كننده زیبا، و مرگ بر زنان نوحه‏گر چه ناچیز است

 

راوى گوید: یزید با شامیان در امر اهل البیت مشورت كرد كه چه كند. شامیان (علیهم لعائن اللَّه) گفتند: از سگ بد بچّه مخواه.

نعمان بن بشیر گفت: آن گونه كه پیامبر با آنان رفتار مى‏كرد عمل كن.

مردى از شامیان به فاطمه دخت حسین علیه السّلام نظرى افكند و گفت: اى امیر این دختر را به من ببخش.

فاطمه به عمّه‏اش گفت: عمّه جان! یتیم گشتم و اكنون كنیزى؟

فرمود: نه و كرامتى مر این فاسق را نیست.

شامى گفت: این، دخترك كیست؟

یزید علیه اللعنة گفت: این فاطمه دختر حسین، و آن هم زینب دختر على است.

شامى: حسین فرزند فاطمه و علىّ بن ابى طالب؟!!

یزید: آرى.

شامى: خدا لعنتت كند اى یزید، عترت پیامبر را مى‏كشى و ذرّیه‏اش را به اسارت مى‏گیرى، به خدا كه جز این گمانم نبود كه اینان از اسیران روم‏اند.

یزید: به خدا تو را به آنان ملحق مى‏كنم، فرمان داد تا گردنش زده شد.

لهوف، ترجمه میر ابو طالبى، ص 189



لینک مطلب | نظرات : ()

 



مطالب پیشین

آیین خرافی شب اول ماه ربیع الاول
شهادت حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد
شهادت پیامبر گرامی اسلام (ص) و امام حسن (ع) تسلیت باد
اربعین حسینی تسلیت باد
شهادت زین العابدین حضرت امام سجاد (ع) تسلیت باد
پاسخ به شبهات ماه محرم
لینکهای عاشورایی
عید سعید غدیر خم ، روز اکمال دین و اتمام نعمت مبارک باد
ولادت با سعادت حضرت امام علی النقی الهادی علیه السلام مبارک باد
عید سعید «قربان»، عید اطاعت و تسلیم مبارک باد
روز عرفه، روز نیایش
صلوات روز عرفه
تسبیحات پیامبر اکرم (ص) در روز عرفه
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد
دانلود مجموعه کتب اصول عقائد
شهادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی علیه السلام تسلیت باد
25 ماه ذی القعده، روز دحوالارض
از تو می پرسند...
سالروز ولادت با سعادت حضرت امام رضا (ع) مبارک باد
پرسش و پاسخ در محضر امام رضا علیه السلام 2

 

لینکدونی

 چرا با وجود حضرت علی(ع)، فاطمه زهرا (س) پشت در رفت؟ (-)
 چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟ (-)
 چرا با وجود حضرت علی(ع)، فاطمه زهرا (س) پشت در رفت؟ (-)
 چرا امیرمؤمنان (علیه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟ (-)
 چرا، بنی هاشم و انصار، از حضرت زهرا (س) دفاع نكردند؟ (-)
 آیا فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین راضى شد؟ (-)
 آیا تا قبل از سال 71 ، تقویم‌ها در باره حضرت زهرا (س) از كلمه «وفات» استفاده می‌كرده‌اند؟ (-)
 مراد از «ام المؤمنین» در آیه « وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» چیست؟ (-)
 آیا آیه‌اى در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟ (-)
 چرا پیامبر اسلام (ص) با عایشه و حفصه ازدواج كردند ؟ (-)
 آیا عزاداری برای امام حسین (ع) بدعت است؟! (-)
 آیا جریان پایین كشیدن ابوبكر و عمر از منبر ، توسط امام حسن و امام حسین (ع) صحت دارد؟ (-)
 چرا امام حسین (علیه السلام) با این كه می دانست شهید می شود ، اقدام به قیام كرد ؟ (-)
 فلسفه عزاداری برای امام حسین علیه السلام چیست ؟ (-)
 چرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا دعا نفرمودند تا باران ببارد ؟ (-)
 آرشیو لینكدونی

 

صفحات وبلاگ

 



منوی اصلی

صفحه اصلی
پست الكترونیك
تماس با من

 
 

زبانهای دیگر

 

Translate to English ترجمة للغة العربیة P벫thimi n렧juh뮠shqipe Превод на български език Andorra la traducció de la llengua 翻译汉语 Český jazyk překladu Oversæt til dansk Vertaal naar Nederlands Tõlge eesti keeles Filipino na wika upang isalin Suomen kielen käännös Deutsch Übersetzung Μεταφράστε στην Ελληνική Γλώσσα अनुवाद करने के लिए: हिन्दी भाषा Translate a magyar nyelv Translate ke Bahasa Indonesia Traduci in lingua italiana 翻訳する日本語 번역기로 한국어 교재 	Latviešu valodas tulkojumi Lietuvių kalbos vertimo Lingwa Maltija traduzzjoni Języka polskiego tłumaczenia Traduzir para o Portugu고Língua Traducere limba rom⮦#259; Русский перевод Транслате то Сербиан Preklad do slovensk騯 jazyka Prevedi jezik v Sloveniji Traducir al idioma español Översätt till svenska språket แปลภาษาโรมาเนีย Самоанскій мову перекладу Dịch sang ng?gữ Tiếng Việt

 

 

دسته بندی موضوعات

نماز (17)
قرآن (39)
روزه (12)
حدیث (57)
حجاب (2)
محرم (33)
مناظره (39)
مهدویت (17)
پند و اندرز (10)
حکایات پند آموز (25)
پرسش و پاسخ (31)
مناسبتها / عکس (76)
رمضان و شب قدر (17)
علمای بزرگ اسلام (5)
غدیر و مسأله امامت (31)
آداب زندگی اسلامی (16)
پاسخ به برخی شبهات (34)
اخلاق اسلامی (رذایل) (7)
ادعیه / اعمال ویژه مناسبتها (17)
دانلود کتاب و نرم افزار اسلامی (6)
اسلام، علم روز، سخنان دانشمندان (9)
عصمت1 "درباره چهارده معصوم (ع) " (35)
عصمت2 " احادیث چهاده معصوم (ع) " (26)

 
 

سخن منتخب

 

چارلز دیکنز :

 

اگر منظور امام حسین (ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی خود بود، من نفهمیدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟! پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد.

 

 

 

جستجو گر


 


جستجو در Google

 
 

نظرسنجی

شما بیشتر به دنبال چه مباحثی هستید؟


 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

 
 

لینک دوستان


مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر عج
پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت
وهابیت و اسلام
سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز
سایت تخصصی نهج البلاغه
سایت مؤسسه بحار
پایگاه اینترنتی احادیث
ساقی
پایگاه تخصصی شیعه شناسی فائزون
مؤسسه قرآن و عترت منهاج
قرآن و عترت
سرزمین عاشقان
شب شکن
دعوت مدارس اهل سنت به مناظره
کلید بهشت
گوهر
ارتباط معنوی با امام زمان (عج)
پاسخگویی به شبهات دینی روز
دفاع از حریم تشیع
اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام
شیعه اثنی عشر حق روشن است
الفبای شیعه
ساقی کوثر
امام رئوف
ستاد احیای امر به معروف و نهی از منكر شهرستان میبد
او خواهد آمد
آخرین پناه
حدیث 110
دو تایی

 

 

تبلیغات

 

 

 

تبلیغات

 

بانک سخنرانی

شهید

شیخ احمد کافی (ره)

www.bskafi.com

 
 

آمار وبلاگ


بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
ایجاد صفحه :
-


 
  

لینک باکس مذهبی

 

 

خبرنامه

برای اطلاع از بروز شدن این وبلاگ ایمیل خود را در خبرنامه  ثبت كنید :

 

 

کپی برداری بلامانع است

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات